جمال الدين محمد الخوانساري

15

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

عافيت در دنيا مىخواهد پس همين كه عافيت داده شده گمان ميكند كه توبه كرده باعتبار اين كه فايده توبه بعمل آمده پس گويا آن بعمل آمده وديگر توبه در كار نيست . ان ابتلى ظنّ وارتاب . اگر گرفتار شود ببلائى گمان ميكند وبشك مىافتد يعنى گمان بدى بخود ميكند وبشك مىافتد در باره خود كه آيا گناهى كرده كه بآن اعتبار گرفتار بآن بلا شده ومراد بشك مطلق تردد است كه شامل گمان نيز باشد نه خصوص ترددى كه احتمال طرفين در آن مساوى باشد ، وممكن است كه گمان در بعضي أوقات باشد وشك در بعضي ديگر ، وممكن است نيز كه « ارتاب » بمعنى اين باشد كه قلق واضطراب ميكند وبنا بر اين محتاج بتوجيهى نيست . ان مرض اخلص وأناب . اگر بيمار شود اخلاص مىورزد بخدا وبازگشت ميكند . ان صحّ نسي وعاد واجترى على مظالم العباد . اگر تندرست شود فراموش ميكند وبرميگردد به آن چه ميكرد از گناهان ودلير مىشود بر مظلمهاى بندگان [ مظلمه ] چيزى است كه بظلم از كسى گرفته باشند يعنى دلير مىشود بر گرفتن چيزها بظلم از بندگان خدا . ان امن افتتن لاهيا بالعاجلة فنسى الآخرة وغفل عن المعاد . اگر أيمن شود بفتنه مىافتد بازى كننده بدنيا پس فراموش ميكند آخرت را وغافل مىشود از روز بازگشت . مراد ببازى كردن بدنيا مشغول‌شدن بآن است وچون آن را حقيقتي وبقائى نيست وآنچه در آن مىشود بمنزله لهو وبازى است باين اعتبار فرموده‌اند كه بازى كننده بدنيا ، وممكن است كه « لاهيا بالعاجلة » بمعنى بازى كننده بدنيا نباشد بلكه بمعنى دوست دارنده دنيا باشد . واين آخر فقرات مذمتي است كه نقل شده .